وبلاگ rezaduty

وبلاگ rezaduty

خوش آمدید

هرگز دل من ز علم محروم نشد

کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز

معلومم شد که هیچ معلوم نشد

(حکیم خیام)

آخرین نظرات
  • ۷ آبان ۹۸، ۲۳:۰۸ - بلفاروپلاستی
    عالی

عشق

هنوزم چشمای تو مثل شبای پرستاره اس

هنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوبارس

هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه

هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه

عشق

آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد 

گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه

گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه

هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست

عشق

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

 سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد 

چاره آن است که سجاده به می بفروشیم

.

سلامتی ناموس عفت عزت غیرت

سلامتی دل پاک چشم پاک عاشقای سینه چاک اسیرای خاک

عشق

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا 

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا